اصول معماری ایرانی

اصول معماری ایرانی

اصولی را که در هنر ایران و به ویژه در معماری وجود داشته ، می توان به پنج اصل تقسیم کرد :

۱- مردم واری

۲- پرهیز از بیهودگی

۳- نیارش

۴- خود بسندگی

۵- درون گرایی

مردم واری : به معنی داشتن مقیاس انسانی است. به عبارت دیگر رعایت تناسب میان اندام هاس ساختمانی با اندام

های انسان و توجه به نیازهای او در کار ساختمان سازی است که می توان آن را در معماری ایرانی مشاهده کرد .

برای مثال اگر سه دری را که همان اتاق خواب است در نظر بگیریم ، اندازه آن بر حسب نیازهای مختلف یک زن

و مرد ، بچه یا بچه های آن ها ، لوازم مورد نیاز و … در نظر گرفته شده است . و یا برای جلوگیری از گزند

گرمای زیاد ایران ، دیوار را دو پوسته می ساختند و یا نور را از سقف می گرفتند.

پرهیز از بیهودگی  : بر این مورد تاکید فراوان شده است . زیرا کار بیهوده علاوه بر سرمایه ، به وقت و حتی چشم

انسان لطمه می زند.مثلا نصب مجسمه ها که در اغلب بناهای سرزمین های دیگر معمول است، در معماری ایرانی

وجود ندارد زیرا مورد استفاده ای برای آن نیست.

نیارش : به کلیه کارهایی اطلاق می شود که برای ایستایی و پایداری بنا انجام می گیرد . به عبارت دیگر نیارش

مجموعه ای است از امور محاسباتی و استاتیکی به انضمام مصالح شناسی و انتخاب و استفاده از مناسب ترین و

کمترین مصالح.

در گذشته بیشتر تکیه معماران بر مهندسی بوده است و به نظر آنان هنگامی بنا زیبا بود که از نظر ایستایی نیز

نمایانگر ایستایی خود باشد.

به همین منظور از مقیاسی به نام پیمون در نیارش استفاده می شده است. پیمون یکی از ضوابطی بود که برای

تعیین تناسب بین اجزای بنا رعایت می شد. باه این ترتیب یک معمار بزرگ در ساختن یک بنای عالی و یک معمار

گمنام در ساختن یک بنای معمولی از یک مقیاس استفاده می کردند.

پیمون بدیم صورت در معماری تنوع ایجاد کرده و به همین دلیل در هیچکدام از بناها اثری از تقلید مشاهده نمی

شود و هر بنا دنیایی از نکات مخصوص به خود است.

با استفاده از نیارش و پیمون ، سه مرحله مهم طرح، محاسبه و اجرا به بهترین نحو انجام می یافت.

خودبسندگی : همان خودکفایی است و به معنای استفاده حداکثر از امکانات موجود و در دسترس و مصالح بوم آورد

است . بدین معنی که سازندگان سعی کرده اند که مصالح مورد نیاز را از نزذیک ترین مکان و با ارزان ترین بها

به دست آورند ، بدین ترتیب کار با سرعت بیشتر انجام شده و مصالح با طبیعت اطراف حود هماهنگی بیشتری

داشته است. همین طور بناهایی که در طول زمان باید ترمیم می شدند با دسترسی داشتن به مصالح اصلی در محل

امکان تعمبر آن در تمامی دوره ها میسر بوده است.

یگی از نکات مهم در معماری ایرانی این است که یکی از انگیزه های بنیادی در ساختن آسمانه خمیده طاقی و

گنبدی و بهره گیری گسترده از آنها، این بوده که چوب مناسب برای ساختمان سازی در همه جا یافت نمی شده است

ولی فرآوردن خشت و آجر ساده بود.

درون گرایی: در ساخت یک بنا و نحوه ارتباط آن با فضای خاررج در کل دو ارتباط می توانیم داشته باشیم . در

حالت اول بنا به صورتی است که از داخل آن بتوان مستقیما با فضای بیرون ارتباط برقرار کرد . مثل آن چه  در

اکثر خانه ها در غرب یا شرق آسیا مثل ژاپن و … ساخته می شده است . این نوع بناها در ایران کوشک نامیده می

شود.

حتی اگر دورتادور این بنا را نیز حیاط فراگرفته باشد باز به بنای برون گرا مصطلح است . در شرق و غرب

کشور ایران مثل کشورهای اندونزی و هند بناهای مسگونی به این صورت ساخته می شود. در ایران نیز در

شهرهای کردستان و لرستان خانه ای برون گرا ساخته می شود اما به دلیل وضع حغرافیایی خاص بسیاری از

مناطق ایران یعنی خشکی ، بادهای مختلف ، شن های روان و … امکان ساخت بناهای برون گرا نبوده است.

و معمار به وسیله درون گرایی و قرار دادن اندام های معماری و ساخت دیوارهای خارجی ، ارتباط مستقیم بنا را با

فضای خارج در درون خود با عنصری به نام حیاط میسر می کند. در داحل این فضا در طول تاریخ معماری ایران

، معماران، بهشتی را در داخل خشکی ساخته اند. فضای درون گرا مثل آغوش گرم بسته است و از هر سو توجه به

فضای داخلی معطوف است.

اصولا در شکل گیری فضاهای مختلف و به خصوص فضاهای مسکونی ، مسائل اعتقادی و خاص ایرانیان

تاثیرگذار بوده است.

یکی از آن خصوصیات احترام به زندکی خصوصی است .

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *